در این برهه ی حساس پسا برجام، ((که نوید بخش رونق اقتصادی و فرهنگی کشورم می باشد)) احساس نمودم که شهرم از نظر مدیریت کلان شهری نیاز به تفکری دگر اندیش و مردم اندیش دارد. تفکری که خود ناشی و برخواسته از دل همین مردم باشد، درد و فقر این مردم را چشیده باشد، راه حل این دردها را در گرو همدلی و همراهی با مردم و برای مردم دیده باشد. هدفش نشاندن لبخند رضایت برای مردم باشد واین مهم با بهره گیری از خرد جمعی و اقتصاد مقاومتی که به فرمایش مقام معظم رهبری، استراتژی نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و راه برون رفت از محدودیت ها و تنگناها خواهدشد، امکانپذیر می باشد.
باور دارم که با همدلی و همراهی و بهره گیری از همه ی ظرفیت های شهر و به دور از هرگونه حب و بغض های سیاسی و جناحی، می توان شهر قهرمان پرور و زنده دل انزلی را احیاء نمود و سرآمد کرد. با این دیدگاه بنده خود را وارد عرصه حساس و بزرگ نمایندگی مجلس نمودم و ایمان دارم که نماینده یک شهر، نماینده یک قشر خاص در شهر نیست بلکه او نماینده همه اقشار با همه ی تفکرها، عقاید، گرایش های دینی و سیاسی در شهر و استان، بلکه کشور می باشد.
باور و ایمان من این است که برای این مردم، مردم شهر و استان و کشور عزیزم، باید تلاش نمایم حتی به قیمت دادن جان ناقابل، چنانچه وقتی فقط 16 سالم بود مثل خیلی از شماها و اطرافیان تان، به فرمان رهبرم و لبیک به وصیت برادر شهیدم، برای حفاظت از جان و مال و ناموس میهن سربلندم لباس دانش آموزی از تن خارج کرده و لباس رزم با استکبار جهانی و زیاده خواهان را بر تن کردم. معتقدم اگر آن روز ایران عزیز، این مهد دانش و علم و فرهنگ، نیازمند جانفشانی در جبهه های جنگ داشت، اکنون هم نیازمند جانفشانی برای حفظ حریم ها و حرمت ها ، باورها و اعتقادات، خدمت به این مردم دارد.
امروز به لطف خداوند منان اینجانب با کوله باری از دانش و تجارب برای کاهش نگرانی های مردم شهرم که ار دستورالعمل های سلیقه ای و گاهاّ خلق الساعه در عذاب هستند وارد صحنه شده ام، با این نیت و با این هدف و با استعانت از پروردگار متعال به عنوان یک شهروند، احساس نمودم که دست در دست تک تک شما همشهریانم، می توانیم:
می توانیم مرهمی بر زخم های بی کاری و فقر اقتصادی و مدیریتی شهرمان باشیم.
می توانیم کوشش و تلاش را جایگزین ناامیدی نماییم.
می توانیم فرصت های برابر را جایگزین انحصار طلبی کنیم.
می توانیم شایسته سالاری و توانمند سالاری را جایگزین رفیق سالاری و گروه سالاری و فامیل سالاری نماییم.
می توانیم تالاب را از مرداب و مرداب را از برکه شدن نجات دهیم.
می توانیم در زمینه تالاب با مشخص و محصور کردن محیط 42 کیلومتری تالاب با شعاع منطقی و واقعی، از تصرف غیر قانونی آن جلوگیری نموده شده و از تالاب انزلی محافظت نماییم، که این امر باعث رونق گردشگری با جذب مسافر و توریسم شده تا در نتیجه آن افزایش درآمد و رونق اقتصادی را برای فرزندان شهرمان به ارمغان آوریم.
می توانیم کشاورزی را رونق داده و کشاورز را شاداب و توانمند سازیم.
می توانیم توسعه شهرمان را با توسعه منطقه آزاد هماهنگ و همراه نماییم.
می توانیم منافع حاصل از توسعه و رونق اقتصادی منطقه آزاد را به نفع انزلی و انزلی چی ها سوق دهیم.
می توانیم ارتقاء کمی و کیفی علمی را ماحصل تلاش مدارس و آموزش وپرورش شهرمان نماییم.
می توانیم سهم مردم شهرمان را مطالبه و اخذ نماییم.
می توانیم اقتصاد شهرمان را رونق دهیم.
می توانیم ورزش شهرمان را بر سکوهای قهرمانی کشوری و آسیایی و جهانی برسانیم.
می توانیم گردشگری شهرمان را شکوفا نماییم.
خلاصه این که اگر شما بخواهید : می توانیم، می توانیم و می توانیم
با هم و در کنار هم شهری نمونه و توانمند بسازیم، همانی که بودیم،
یادتان که نرفته:
نگین شهرهای ایران
برچسب:
نویسنده: ستار رجبی تربه بر