دروغ گویی فطری است یا اکتسابی؟
هیچ انسانی فطرتا دروغ گو نیست . اودروغ گویی را از محیط خود، یعنی خانواده، مدرسه و بطور کلی اجتماعی که در آن زندگی می کند، یاد می گیرد . تحقیقات نشان می دهد که کودکان ابتدا این عمل را از والدین و اطرافیان خود که با آنها زندگی می کنند و سپس از دوستان و دیگر افراد اجتماع که با آنها برخورد دارند، یاد می گیرند .
حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «قلب کودک همانند زمین بکر و آماده ای است که هر چه در آن کاشته شود، پرورش می یابد» . و دروغ بذری است که در این زمین حاصلخیز بوسیله اطرافیان کاشته می شود و با آبیاری و پرورش مناسب رشد می کند تا حدی که گاهی به صورت یک درخت تنومند درمی آید و از بین بردن آن زحمت های زیادی می طلبد . بنابراین دروغ گویی امری فطری نیست .
زمان شروع دروغ گویی:
یافته های روان شناسان بر این نکته تاکید دارد که گفته های کودکان زیر 5 یا 6 سال، بیشتر جنبه خیالبافی دارد . آنها اغلب احساسات و تخیلات خود را درباره پدیده های اطرافشان بیان می دارند; زیرا کودکان در این سنین در دنیای تصور و خیال زندگی می کنند و بدین سان اندیشه ها، رؤیاها و افکار خود را شکل می دهند، حتی اشیاء بی جان را جاندار می پندارند . برای مثال، کودک، سوار بر تکه چوبی چنین وانمود می کند که مشغول اسب سواری است . این کودکان حوادثی را که با آن مواجه شده اند، بسیار بزرگتر از آن حد و اندازه خود بیان می کنند . همچنین باید توجه داشت که کودک زیر 5 سال از چیزها یا کارهای خوب وبد درک بالایی ندارد; به طوری که نمی تواند به آسانی بین آنها فرق بگذارد .
دروغ گویی در کودکان، از 5 یا 6 سالگی به بعد شروع می شود; زیرا از نظر ذهنی آنهابه مرحله ای می رسند که بتدریج می توانند سخن راست را از دروغ تشخیص دهند . از این سن، صفت دروغ گویی در بعضی از کودکان بتدریج شکل می گیرد و گاهی آن قدر تشدید می شود که به صورت مرض در آمده و بعدها جزیی از شخصیت بزرگسالی آنان محسوب می شود . در واقع دروغ گویی از کودکی به تدریج در نهاد کودک رسوخ کرده و در صورت تداوم و عدم وجود مانع، به شکل یک صفت در بزرگ سالی نمود پیدا می کند .
پنج عامل دروغ گويي:
بيماري دروغگويي:
نداشتن درك صحيح از كار درست و غلط و نداشتن حس پشيماني پس از آزار ديگران از ويژگي هاي اصلي اين گونه بيماران است. چنين افرادي بسيار حرفه اي دروغ مي گويند و به هيچ وجه احساس بدي نسبت به عمل خود ندارند و اصولا با عذاب وجدان بيگانه اند.
عادتي به نام دروغگويي:
براي چنين افرادي هميشه دروغ اولين گزينه است؛ حتي اگر برايش دليلي قانع كننده وجود نداشته باشد. تجربيات و خاطرات دوران كودكي افراد دروغگو نظير زندگي در محيط فاسدي كه دروغ ضرورت ادامه حيات و زندگي نسبتا راحت آنها بوده است- باعث مي شوند آنها در هر سن و سالي هم كه باشند به طور ناخودآگاه دروغگويي را ترجيح دهند.
خودشيفتگي:
نارسيسيت ها دروغ مي گويند تا نزد ديگران محترم شمرده شوند و بزرگ تر از آنچه هستند جلوه كنند.
بي ثباتي شخصيتي:
معمولا زندگي افرادي كه چنين خصوصيتي دارند با بي بندوباري اخلاقي همراه است. آنها براي فرار از احساس گناه و شرمي كه نسبت به اعمال و مسووليت ناپذيري خود دارند در دروغگويي افراط مي كنند.
دروغ هاي نمايشي:
«حالم اصلا خوب نيست، به زودي مي ميرم» و «اگر تركم كني خودم را مي كشم» از اين قبيل دروغ هاست كه غالبا براي جلب حس ترحم يا عشق و محبت اطرافيان گفته مي شود. اين دروغ ها لزوما منعكس كننده احساسات واقعي شخص نيست.
پیامدهای دروغ گویی:
دروغ گویی مانند سایر بیماری های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مساله ساده کوچک آغاز می شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می سازد . از نظر روانی، دروغ گویی برقرار کردن نوعی رابطه بیمار گونه با دیگران است که علاوه بر شخص، دیگران را نیز دچار ناراحتی و مشکل می کند . دروغ گویی عامل اصلی فسادهای دیگر است، به طوری که شاید بتوان گفت کلید ورود به سایر فسادهاست . «در کنفرانس سراسری آموزش و پرورش آمریکا در سانفرانسیسکو گفته شد، تا وقتی که مدارس آمریکا نتوانند نسلی که دروغ نگوید، افترا نزند، قانون نشکند و به حقوق دیگران تجاوز نکند، به وجود آورند، نمی توانند خود را موفق بدانند . تدریس، خواندن، نوشتن، دانش، و هنر کافی نیست و نمی تواند هدف اصلی آموزش و پرورش باشد، بلکه مهم ترین وظیفه آموزش و پرورش، تدریس دروغ نگفتن است که عامل اصلی تمام فسادهاست .»
اثرات دروغ گفتن بر سلامتی انسان:
همه می دانند که دروغ گفتن می تواند شما را دچار مشکل کند. اکثر ما از کودکی این را یاد گرفته ایم. وقتی مادر و پدرمان می فهمیدند که این ما بودیم که آن تکه کیک شکلاتی را خوردیم، آن وقت بود که توی دردسر می افتادیم. اما اگر بقیه دروغ را متوجه نشوند و بتوانیم کارمان را پیش ببریم چطور؟ اگر این اتفاق بیفتد، احتمال دارد که دو باره و دو باره دروغ بگویید و اگر باز هم کارتان را پیش ببرد، دروغ گفتن به ابزاری مفید در زندگی تان تبدیل می شود. مسئله این است که دیر یا زود این رفتار ضداجتماعی تاثیرات خود را خواهد گذاشت. این دروغ ها کم کم بر روابط شما اثر می گذارد و مطمئناً تاثیراتی نیز بر سلامتیتان خواهد داشت.
ارتباط مغز و بدن:
سیستم عصبی بدن به سیستم ایمنی ما متصل است، به همین دلیل منطقی است که مغز و احساسات ما می توانند پیام هایی بفرستند که بر سلامت ما تاثیر بگذارد. اگر بخواهیم ساده بگویید، بدن شما برحسب طریقه فکر کردن تان واکنش می دهد. وقتی افکاری مثبت داشته باشیم بدن مان اندورفین ترشح می کند؛ هورمون هایی که باعث می شوند حس خوبی پیدا کنیم. این مواد شیمیایی باعث تقویت و سالم بودن سیستم ایمنی بدن ما نیز می شوند. برعکس وقتی نگران و مضطرب هستیم و استرس داریم، بدنمان هورمون هایی مثل کورتیزول و نورپینفرین ترشح می کند.
کورتیزول قند خون را بالا می برد و سیستم ایمنی بدن را سرکوب می کند. نورپینفرین نیز باعث بالا بردن فشارخون و تند شدن ضربان قلب می شود.
پزشکان و محققین بر این عقیده هستند که کسی که دروغ می گوید، بالاخره با اضطراب، افسردگی، بیماری و حتی بیماری های روانی روبه رو خواهد شد.
چرا دروغ می گوییم؟
روانشناسان به ما می گویند که به این دلیل دروغ می گوییم که از عواقب گفتن حقیقت بیم داریم. احساس گناه بار سنگینی بر دوش افراد می گذارد به همین دلیل مردم دروغ می گویند که احمق یا ناتوان دیده نشوند یا کسی از دستشان عصبانی نشود.
دروغ گفتن آدم ها دلایل دیگری هم می تواند داشته باشد. افراد از مجازات می ترسند. ممکن است اعتبار و آبرویشان را از دست بدهند یا به آنچه که می خواهند نرسند و خیلی ها هم برای کنترل دیگران دروغ می گویند.
دروغگوها تصور می کنند که از خودشان محافظت می کنند اما این محافظت کردن خطرات و مشکلاتی را هم برای سلامتی آنها به دنبال خواهد داشت.
اول از همه اینکه، دروغ گفتن نیاز تلاش بیشتری نسبت به راست گفتن دارد. برای این که دروغ تان را باور کنند، باید با آن دروغ زندگی کنید، که به این معنی است که اول خودتان آن دروغ را باور کنید. فریب دادن خودتان کاری استرس زا است چون به خاطر آوردن حقیقت چیزی خیلی راحت تر از به خاطر آوردن جزئیات یک دروغ است. اگر در مورد موقعیتی که به آن دروغ منتهی شده از شما سوال شود، باید حرف هایتان یکدست باشد حتی اگر فرد مقابل شما را به چالش بکشد و بخواهد به شما اثبات کند که دروغ می گویید. ذهنی تیز بین و دقیق می خواهد که بتواند از هر دروغی طوری پشتیبانی کند که لو نرود. حتی قانع کننده ترین دروغگوها هم مدام نگران این هستند که دروغشان فاش نشود. همین اضطراب هاست که باعث می شود دچار زخم معده و سردرد شوید، نتوانید خوب بخوابید و پارانویا بگیرید.
دروغ گفتن نه تنها رفتاری ضداجتماعی است، دروغگوها معمولاً خودشان هم ضداجتماع می شوند. اگر دور و بر کسانی که به آنها دروغ گفته اند باشند، از آن آدم ها کم کم متنفر می شوند. حتی ممکن است آنها را مقصر مشکلات خودشان بدانند. جای تعجب نیست که دروع روابط کاری، ازدواج و دوستی های شما را خراب کند. اگر دروغی از شما فاش شود، اعتبار و آبروی شما به زیر صفر خواهد رفت. به خاطر همین از دست دادن اعتبار و دوستان است که افراد دروغگو دچار افسردگی می شوند.
نگران انتخاب حقیقت نباشید:
اگر وسوسه شدید که دروغ بگویید، کمی ریلکس کنید. به خاطر داشته باشید که عواقب گفتن حقیقت بر جسم و ذهن شما خیلی ساده تر از عواقب گفتن دروغ است. انتخاب گفتن حقیقت فواید زیادی در بر دارد که یکی از آنها حفظ سلامتی جسمی و عقلی شماست.
با یک عذرخواهی ساده (اگر کار اشتباهی انجام داده باشید) و اقدام به جبران اشتباه، خیلی زود همه چیز رفع خواهد شد و دیگر لازم نیست مدام نگران فاش شدن دروغتان باشید.
خیلی ساده با گفتن حقیقت ماجرا و به گردن گرفتن مسئولیت کارهایتان، احترام دیگران را به دست می آورید و حتی ممکن است دیگران حمایت تان هم بکنند.
همچنین اعتبار راستگو بودن را به دست می آورید. البته درست است که ممکن است دیگران بفهمند که اشتباه کرده اید اما صداقت همیشه بهترین سیاست است و حداقل آن این است که از استرس فاش شدن دروغتان زخم معده نمی گیرید.
در این صورت دیگران هم با شما صادق تر خواهند بود و این مزایای زیادی دارد. دیگر نگران این نخواهید بود که ممکن است دیگران به شما دروغ گفته باشند.
اگر فرد صادق و راستگویی باشید، بر دیگران اثرگذارتر خواهید بود. مردم به شما اعتماد می کنند. شاید برعکس به نظر برسد اما افراد راستگو معمولاً بیشتر از افراد دروغگو به چیزهایی که در زندگی می خواهند دست می یابند و اگر به آنچه که می خواهید برسید، استرس کمتری در زندگی خواهید داشت.
اگر راستگو باشید، خوب بهتر و راحت تری هم خواهید داشت، سالم تر غذا خواهید خورد و همه این ها باعث می شود ظاهر بهتری پیدا کنید.
نتیجه گیری:
یادتان باشد، دروغ تان چه مصلحتی باشد، چه اغراق کردن یک چیز یا چه یک دروغ کامل درست و حسابی، هرچه که باشد یک دروغ است.
خیلی وقت ها نمی فهمیم که چیز ساده ای مثل انتخاب کلماتی که بر زبان می آوریم، می تواند باعث مریض شدن ما شود اما حقیقت دارد. دروغ زندگی و سلامتی شما را بر هم می زند اما حقیقت بدن و روحتان را تقویت می کند. و علاوه بر آن موجب رنجش دیگران می شود.
پس اجازه ندهید که ترس بر رفتارهای شما و انتخاب کلماتی که بر زبان می آورید، مستولی شود زیرا سلامت روحی و جسمی تان را به خطر خواهید انداخت. دروغ شما را به بند می کشد ولی حقیقت آزاد و رهایتان می سازد.
منابع:
farhangi.um.ac.ir
hawzah.net
iran20.com
برچسب:
نویسنده: ستار رجبی تربه بر