بازسازی بخش خصوصی نیز بدون تغییر رویکردهای دولت صورت نمیگیرد. در واقع امروز مسؤولیتها به دو بخش تقسیم میشود. اولاً: دولت باید در رفتارهای خود تجدیدنظر کند و ثانیاً بخش خصوصی هم باید به سمتی پیش برود تا خود را در تراز فعالان اقتصادی کشورهای توسعه یافته یا حداقل در حال توسعه قرار دهد. لازم به یادآوری هم نیست که امروز با قضاوتی منصفانه باید اعتراف کنیم از هر دو این خواسته ها فاصله داریم.
طی ماههای گذشته در مورد نقش و اهمیت دولت برای بازسازی اقتصاد ایران بارها صحبت شده است. اما امروز به نظر میرسد که نیاز به «نقد درونی» در فضای بخش خصوصی هم وجود دارد. در مورد رفتارهای دولت چند نقد کلی و اصولی وجود دارد که در همه دورههای تاریخی میتوان به آنها اشاره کرد. کاهش میزان مداخله دولت در اقتصاد، بهبود فضای کسب و کار، حذف فساد و رانت از اقتصاد و برخی تصمیمات سرنوشتساز مانند واقعیسازی قیمت دلار و تعیین تکلیف نظام یارانهای کشور اولویتهای دولت برای ساماندهی وضعیت اقتصاد کشور است.
اما در سوی مقابل نیاز است در مورد نقش بخش خصوصی در فرآیند توسعه کشور نیز بحث شود. البته که همه خبرگان اقتصادی تأیید میکنند بخش خصوصی به دلیل حداقل یک دهه تحریم دچار ضعف مفرط شده است. از سوی دیگر سیاستگذری دولت به سبب دخالت در تمامی ارکان اقتصاد که ظهور آن با ایجاد شرکتهای شبه دولتی و دخالت بیشتر و مؤثرتر در اقتصاد نمایان شد، بخش خصوصی را ضربهپذیرتر از گذشته کرد. بنابراین دور از منطق نیست که یک دلیل ضعف بخش خصوصی کشور را محصول سیاستگذاریهای گذشته بدانیم.
به هر حال باید بگویم که امروز متأسفانه بخش خصوصی کشور با فضای توسعهای فاصله دارد. البته که دو اتفاق موجب شده تا بیش از گذشته به این گزاره امیدوار باشیم که بخش خصوصی میتواند، سکاندار اقتصاد کشور باشد. اولاً: کاهش منابع به طور تاریخی دولتها را بیش از هر زمان دیگری به مردم وابسته میکند. کاهش درآمدهای نفتی، عملاً دولت را به سمتی برده تا به کوچک شدن اندازه خود و استفاده بیشتر از بخش خصوصی فکر کند. دولت منابع موردنیاز را برای تکمیل پروژههای عمرانی در اختیار ندارد. بنابراین مهمترین گزینه پیش روی دولت میتواند، استفاده بیشتر از منابع بخش خصوصی باشد. در این مورد هم اتاق راهبردهایی را در اختیار دولت قرار داده است. ثانیاً: فرصت پساتحریم و ایجاد فرصت تعامل بیشتر با جهان امکان جدی را برای توسعه بخش خصوصی مهیا میکند. اما سؤال اساسی این است که بخش خصوصی کشور تا چه اندازه آمادگی بهرهگیری از این موقعیتها را دارد؟
نیاز امروز اقتصاد ایران حضور مؤثر بخش خصوصی مطالبهگر، توسعهمحور و فعال است. بخش خصوصی ناکارآمد، منفعل، به دور از باور توسعه و البته وابسته به دولت، راه را برای بهبود شرایط اقتصادی کشور باز نمیکند. بنابراین نیاز به بازتولید الگوی رفتاری کارآمد، مدرن و همگن با روش بنگاهداری در جهان در میان بخش خصوصی کشور احساس میشود. تحریمها همان اندازه که ما را از نظر تکنولوژیک و دسترسی به بازارها عقب اناختند، منجر به دوری از رفتارهی متناسب با دنیای روزآمد نیز شدهاند. از همین روی بخش خصوصی ایران باید دست به بازنگری در رفتارهای خود بزند. البته این بازنگری به معنای نفی ارزشها و دستآوردهای گذشته نیست و مفهوم آن اضافه کردن تواناییهای متناسب با اقتصاد روز جهانی است. گاهی نقدها نشان میدهد که بخش خصوصی نیز به جهت رفتاری به قرینهای از دولت تبدیل شده است. اینکه ما دستگاههای دولتی را با بدنه سنگین و ناکارآمد و سرشار از بروکراسیهای زائد بدانیم ولی در بنگاههای خود به بازتولید همین روش اقدام کنیم، راهی خطا و ناصواب است. فرهنگ اداره بنگاه به روش مدیران دولتی، به مرور زمان از قوه مجریه به تمام اقتصاد ایران رسوب کرده و امروز باید صادقانه بپذیریم که برخی بنگاههای بخش خصوصی هم به شعبه دیگری از دولت تبدیل شدهاند. بنابراین چرا نباید خود را نقد کنیم؟ چرا نباید بپذیریم که اگر فضای کسبوکار در کشور مهیا نیست، ما هم به اندازه خود در این وضعیت نقش داریم؟ با پذیرش این خطاها میتوانیم راه را به سمت توسعه باز کنیم. به طور مثال فضای اقتصادی پساتحریم، معنایش مذاکره با شرکای خارجی برای همکارهای مشترک به نفع اقتصاد کشور و دسترسی به بازارهای جهانی است ولی آیا بخش خصوصی ما امروز توان حرکت در این مسیر را دارد؟ یکی از نیازهای مهم بخش خصوصی در این عصر جدید، فراگیری روشها و اصول برای مذاکره و تعامل با همتایان خارجی است. اگر قرار است بخش خصوصی کشور شریک خارجی پیدا کند، باید در تراز بین المللی هم مذاکره و رفتار کند. اگر بپذیریم که اقتصاد ایران طی سالهای گذشته عقبگرد داشته است، باید بپذیریم که بخش خصوصی هم درونگراتر از گذشته شده است. این در حالی است که بخش خصوصی به جهت بهرهگیری از رفتارهای نوین مدیریتی میتواند، پایههای نظام اداری کشور را تغییر دهد. بخش خصوصی ایران نباید مشهور به وابستهای برای دولت شود. بخش خصوصی مولد، متعهد و توسعهگرا مفاهیم جدید مدیریتی را به کشور وارد میکند و از این طریق بر رفتارهای دولتها اثر میگذارد. به همین دلیل نقد بخش خصوصی و مقایسه شیوه بنگاهداری بخش خصوصی ایرانی با بخش خصوصی کشورهای توسعه یافته یک راه بسیار مؤثر برای خروج از بنبست فعلی اقتصاد ایران است. امروز همه ما در بخش خصوصی باید تلاش کنیم تا بدون وابستگی به دولت، چنان بنیه و توان خود را ارتقاء دهیم که دولتها تحت تأثیر این قدرت اقتصادی، اقدام به تجدیدنظر در رفتار خود کنند. البته یک مشکل بزرگ، اندازه بزرگ دولت در اقتصاد ایران است که آن نیز با حضور بخش خصوصی پیش رونده و فعال قابل تعدیل است. امروز بخش خصوصی خود را از دولت جدا نمیداند چرا که برای توسعه تمامی کشور باید یک صدا به پیش بروند. اما مهم است که بدانیم، برای توسعه چه راههایی را پیشروی داریم. متأسفانه یکی از مشکلاتی که طی تمامی سالهای گذشته در کشور عدم توجه به نظام برنامه ریزی بوده است. امروز بخش خصوصی برای اینکه در جاده توسعه قرار گیرد، باید اهداف ده سال آینده را بداند. اما زمانی که در کشور پیروی از نظام برنامهریزی به عنوان یک اصل تلقی نمیشود، نمیتوان روی توسعه پایدار هم حساب کرد. به طور نمونه یکی از برنامه های کارشناسی و علمی که در کشور طراحی شد ولی متأسفانه به سرانجام نرسید (حداقل تا امروز) برنامه اقتصاد مقاومتی است. این برنامه تمام مؤلفه هایی که برای توسعه کشور نیاز است را در دل خود جایی داده و با دقت به آن میتوان به سمت مطلوب حرکت کرد. تنها شرط مهم و اساسی توجه و پیروی دقیق از مفاد این برنامه است. پیش از این هم بارها اعلام شده که بخش خصوصی و اساساً اقتصاد به هدف و جهت نیاز دارد. برنامه اقتصاد مقاومتی یا برنامههای توسعه تلاش میکنند این جهت را تعیین کنند. بنابراین الزام امروز ما پیروی از نظام برنامه ریزی برای دستیابی به توسعه است. بخش خصوصی اینگونه به مقصود میرسد.
منبع: مجله ی صدا
برچسب:
نویسنده: ستار رجبی تربه بر