كوروش اسلامي اصل - خاندان آل سعود كه مركزيت و زادگاه آنها منطقه نجد مي باشد از سال 1924 تاكنون توانسته اند سيطره خود را بر اين كشور حاكم و تقويت نمايند چنانكه اكنون نيز در راس قدرت قرار دارند.
ساختار جدید حاکم بر عربستان در حالی عمر یک ساله خود را سپری کرده که اخبار ضد و نقیضی از شرایط حاکم بر این رژیم منتشر می گردد. در طول این سال حاکمیت عربستان را می توان در قالب پادشاهی ملک سلمان، ولیعدی نایف و جانشینی ولیعهدی بن سلمان که سمت وزیر جنگ را نیز دارا می باشد و در کنار آنها الجبیر در مقاوم وزیر امور خارجه سعودی مشاهده کرد.
سعودی در حالی زنجیره ای از بحران ها از جمله جنگ مستقیم در یمن،حمایت از تروریسم در سوریه و عراق و نیز به زعم خود سیاست غرب برای بحران سازی در برابر جمهوری اسلامی ایران را در پیش گرفته که بررسی ساختار درونی این رژیم نشانگر جنگ قدرتی سراسری میان شاهزادگان و درباریان برای کسب قدرت و یا حذف رقبا از میدان است. در همین چارچوب اندیشکده «بنیاد مسائل خلیج» مستقر در واشنگتن در گزارشی به نقل از چند منبع مطلع نوشت که ملک سلمان به نفع محمد بن سلمان، از پادشاهی عربستان سعودی کنار می رود.«بنیاد مسائل خلیج» در یاداشتی نوشت: «سلمان آل سعود پادشاه سعودی درنظر دارد که پادشاهی اش را واگذار کرده و محمد پسرش را به عنوان پادشاه منصوب کند».
در این خبر آمده است: «ملک سلمان 80 ساله در حال دیدارهایی با برادرانش بوده تا حمایت آنها را از این اقدام جلب کند؛ اقدامی که سبب حذف محمد بن نایف ولیعهد کنونی و محبوب آمریکا خواهد شد».این اندیشکده با اشاره به نداشتن فرزند پسر توسط ولیعهد کنونی سعودی ادامه داد: «بن نایف دو دختر دارد اما محمد بن سلمان دو دختر و دو پسر به نام های سلمان و مشور دارد».
سلمان در حالی به دنبال سنا ریوی تغییر در ساختار قدرت که بسیاری از ناظران سیاسی موانع بساری را پیش روی وی ترسیم می کنند و تاکید دارند دگرگونی در ساختار سعودی با خون ریزی ها و درگیری های اشکار و پنهان بسیاری همراه خواهد بود که صرفا به دلیل منافع امریکا و انگلیس احتمالا از رسانه ای شدن ان جلوگیری خواهد شد.
حال اين سوال مطرح است كه چه چالشهاي سياسي ، فرهنگي و ساختاري پيش روي سلمان برای انحصار قدرت در خاندان خود قرار دارد؟
ساختار سياسي عربستان :
در بررسي ساختار سياسي حاكم بر عربستان چند طيف قابل مشاهده مي باشد كه هر كدام را به اندازه ظرفيتهاي خود بر اين تاثير گذار مي باشند.
الف) خاندان آل سعود:
چنانكه ذكر شد اصلي ترين شالكه قدرت در عربستان را خاندان آل سعود به پادشاهي عبدا.. بن عبدالعزيز تشكيل مي دهد. بيش از 7 هزار شاهزاده اين خاندان را فرا گرفته است. هر چند كه ملك عبدا.. تلاش كرد تا فضايي از آرامش سياسي را بر كشور حاكم سازد اما مرگ وي تمام آن برنامه ها را برهم زد. هر چند كه بر اساس اصلي تعريف شده قدرت به صورت بردار در برادر انتقال مي يابد و بر اين اساس نيز اما این معادلات با تغییراتی پس از مرگ عبدالله و در پی آن مرگ سعود الفیصل با تغییراتی همراه شد. بن سلمان برادر عبدالله در سن 79 سالگی در حالی به تحت پادشاهی نشست که اقدامات عبداالله و شورای ولیعهدی را زیر پا گذاشت و فرزند عبدالله را از مقام جانشینی ولیعهدی خلع و ساختار قدرت را چنین تعریف نمود: بن نایف ولیعهد و بن سلمان پسر جوان خود را در مقام جانشین ولیعهد قرار داد. اقدام سلمان عملا آن ساختار سنتی را که بر اساس آن قدرت در قالب برادر برادر به ترتیب سن و ارشدیت سمت ها تقسیم می شد دگرگون ساخت چنانکه کم سن و سال سلمان ناگهان به مقام جانشین ولیعدی رسید.
این امر چالشهای بسیاری در ساختار درونی سعودی ایجاد کرد. بخشي از طرفداران عبدا.. خواستار به قدرت رسیدن پسر عبدالله هستند که اکنون به حاشیه رانده شده است. بخشی به قدرت رسیدن نایف را که سر رشته نسل دوم خاندان سعودی است طلب می کنند و برخي سنتي ها، طالب قدرت همچون بندر سلطان و تركي فيصل. دسته دیگر جوانان سكولار و غرب گرا تحصيل كرده هستند كه به دنبال كسب قدرت و حذف نظام سلطنتي هستند.آنانی که نسل سوم خاندان سعودی را تشکیل می دهد و کم تجربه بوده و بیشتر به دنبال منافع مالی و رسیدن به قدرت برای کسب منافع اقتصادی بیشتر هستند.
مجموع اين بازيگران جنگ قدرت پنهاني را در خاندان آل سعود به راه انداخته اند بگونه ای که سلمان برای به قدرت رساندن پسرش باید هزینه های سیاسی و مالی بسیاری بپردازد تا یا این رقبا را از میدان به در کند و یا اینکه با پول و قدرت آنها را با خود همراه سازد. سلمان با ایفای نقش برای غرب و از جمله رویکرد به صهیونیست ها و تقابل با ایران و جبهه مقاومت به عنوان مولفه های خوش خدمتی به امریکا و انگلیس سعی در همراه سازی آنان با به نوعی کودتای سیاسی خود در خاندان سعودی دارد.
ب) وهابيون :
نفوذ وهابي ها كه ريشه در تفكرات و فتنه انگيزي هاي انگليس عليه جهان اسلام دارند در دستگاه سياسي و ساختار قدرت عربستان نه تنها براي اين كشور بلكه براي تمام جهان اسلام بحران ساز شده است. وهابيون به كمك غرب توانسته اند جايگاه خاصي در قدرت عربستان كسب كنند بگونه اي كه اكنون از اركان و شالكه هاي قدرت را تشكيل مي هند. اين روند چنان بوده كه حتي در داخل خاندان ال سعود براي مقابله با آن فعاليتهايي صورت مي گيرد هر چند كه حمايتهاي خارجي بويژه انگليس از وهابيون اين امر را با چالشهايي مواجه ساخته است.
ج) احزاب و گروهاي زير زميني:
بازيگران سوم قدرت عربستان را احزاب و گروه هاي زير زميني تشكيل مي دهند. هر چند كه فعاليت احزاب آزاد نمي باشد اما تشكل ها و احزاب زير زميني متعددي در عربستان حضور دارند كه بر اساس ساختار مذهبي و قومي تشكيل شده اند. برخي ناظران ناآرامي هاي عربستان را بر گرفته از فعال شدن اين احزاب براي وادار ساختن دولت به پذيرش نقش بيشتر آنها در عرصه سياسي و اجتماعي مي دانند هر چند كه روند تحولات نشانگر عدم وجود زمينه هاي لازم براي تحقق اهداف آنها است.
ساختار اجتماعي :
بررسي و تحليل ساختار اجتماعي عربستان را مي توان بر اساس اصل قوميت و مذهب مور بررسي قرار داد. هر چند كه بسياري از كشورها بر اساس اصل ملي گرايي تشكيل شده اند اما عربستان را مي توان برگرفته از جايگاه قوميت و مذهب دانست. در اين كشور از يك سو بر اساس ساختار خاندان يا همان قوميت آل سعود، بيشترين نقش و جايگاه را در صحنه اجتماعي و سياسي ايفا مي كنند كه عملا در ساختار اقتصادي و اداري كشور قابل مشاهده است. از سوي ديگر مذهب به يكي از اركان اجتماعي مبدل شده است. به طور معمول برخي تفاوتهاي جايگاهي ميان شيعيان و اهل سنت در اين جايگاه مشاهده مي شود. بر اساس آمارها حدود 10 درصد از جمعيت 27 ميليون نفري عربستان را شيعيان تشكيل مي دهند اما به طور معمول در ساختار اجتماعي و سياسي كشور چندان نقش نداشته و بيشتر در حاشيه قرار دارند. براساس آمار شيعيان بيشتر در منطقه شرقيه شامل ظهران ، حساء و قطيف ، زندگي مي كنند متاسفانه نفوذ و حضور وهابيون در ساختار قدرت عربستان موجب فشارهاي بسيار بر شيعيان شده كه سوء استفاده دشمنان جهان اسلام براي تفرقه مسان شيعه و سني را به همراه داشته است. تفرقه اي نه تنها عربستان بلكه سراسر جهان اسلام را گرفتار مي سازد.
چالشهاي اجتماعي :
هر چند كه سران عربستان از جمله در دوران سلمان بر آن بوده اند تا حود را پیرو اصلاحات در ساختار اجتماعی معرفی نمایند چنانکه اخیرا اولین انتخابات شوراها با حضور زنان برگزار شد، اما همچنان چالشهاي بسياري بويژه در زمينه حقوق بشر در اين كشور مشاهده مي شود. نهادهاي بين المللي بسته بودن فضاي سياسي براي احزاب و تشكل ها، نقض حقوق زنان ، نبود آزادي هاي مدني، استمرار فضاي امنيتي حاكم بر كشور، ناديده گرفتن حقوق كارگران و پناه جويان خارجي و.. را از موارد منفي حاكم بر عربستان دانسته اند. آمارهای نهادهای حقوق بشر نشان می دهد که سعودی سالیانه صدها نفر از مخالفان خود را گردن می زند چنانکه اخیر نیز شیخ نمر از علمای برجسته جهان اسلام را به شهادت رساند. عفو بین الملل اعلام کرده در زندان های سعودی 30 هزار زندانی سیاسی در بدترین شرایط به سر می برند .
جان کلام
بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيده اند كه وضعيت حاكم بر خاندان آل سعود و رقابت شديد شاهزادگان در كنار فعاليتهاي وهابيون و احزاب زير زميني و در نهايت چالشهاي حاكم بر ساختار اجتماعي ، آتشي زير خاكستر هستند كه هر لحظه مي تواند اين كشور را با چالشها و دگرگوني هايي همراه سازند هر چند كه سران اين كشور با سانسورهاي خبري و مشت آهنين و برخي اصلاحات دروني ساختاري به دنبال سرپوش نهادن و كاهش اين چالشها هستند.بر این اساس در حالی گمانه زنی ها از تغییر در ساختار سیاسی سعودی و کناره گیری سلمان قوت گرفته که خود این اخبار نشانگر جنگی تمام عیار داخل خاندان سعودی است که دامنه آن به درون خانوادگی ساختار قدرت رسیده که محور آن تقابل ها میان سلمان پدر و پسر در مقابل نایف ولیعهد خواهد بود تقابلی که تشدید تحرکات رادیکالی میان سران سعودی شده که اعدام شیخ نمر، هوچی گری همه جانبه علیه ایران و تشدید جنایات سعودی در یمن را می توان در این چارچوب ارزیابی کرد.
برچسب:
نویسنده: ستار رجبی تربه بر
تاريخ: يکشنبه
27 دی
1394 ساعت: 0:02